تبلیغات
frankenweenie

frankenweenie

سلام دوستای گل

در این وبلاگ هیچ رنگی دیده نمی شود

این اولین وبلاگی است که دربارهی  frankenweenie درست شده

امیدوارم خوشتون بیاد

با لینک موافقم

نظر فراموش نشه

منتظر پست های بعدی باشید

نوشته شده در جمعه 21 فروردین 1394 ساعت 01:11 ب.ظ توسط Anita Barbie نظری نداری؟ |

new
سن: 12-13


تاریخ تولد: ژوئن 9


محل تولد:new holland


رنگ های مورد علاقه: قرمز، سبز، و ابی


شخصیت


توشیاکی شخص رقابتی است و همواره دوست دارد در مسابقات


 خودش برنده شود. او 13 ساله است.توشیاکی سعی دارد در پروژه


 علمی مدرسه برنده شود.ولی ویکتور را رقیب اصلیش می داند.او شب


 و روز به دنبال راهی میگردد تا برنده مسابقه خودش شود.

نوشته شده در دوشنبه 30 شهریور 1394 ساعت 12:21 ب.ظ توسط Anita Barbie نظرات |

victor
ویکتور فرانکشتاین یک دانش اموز 11 هم اکنون 13 ساله که با استفاده از علم سگ مرده خود را زنده کرد از پشت  ویکتور پسر بن و سوزان فرانکشتاین است.ویکتور علم را دوست دارد و با استفاده از علمی که ا معلم خود اموخته بود زندگی دوباره به سگش بخشید.
علایق ویکتور
ورزش مورد علاقه: بیس بال
بهترین دوستان :سگ او
او همواره دوست دارد چیز حدید اختراع کند.
او و سگش بهترین و با وفا ترین دوستان برای هم هستند.

نوشته شده در دوشنبه 30 شهریور 1394 ساعت 12:07 ب.ظ توسط Anita Barbie نظرات |


elsa
سن:12 13

تاریخ تولد: ژانویه 18

رنگ مورد علاقه: سیاه، سفید، بنفش

شخصیت

السا یک دختر جدی، حساس، مراقبت و ملایم است.

ظاهر او به نظر کم سن و سال میرسد.السا سگ پشمالوی زیبایش را

 خیلی دوست دارد.

ویکتور به نظر میرسد عاشق السا است.السا هم همینطور.ولی ویکتور

 این را نشان نمی دهد. وقتی السا در اتش به دردسر می افتد ویکتور

 تمام تلاشش را می کند که السا را نجات دهد.


نوشته شده در دوشنبه 30 شهریور 1394 ساعت 11:32 ق.ظ توسط Anita Barbie نظرات |

wiredgirl
سن: 12-13

محل تولد:new holland

نام واقعی: انه

تاریخ تولد: سپتامبر 9

شخصیت:

انه دختر عجیب غریبی است که اصلا شبیه هم سن و سالاش نیست.او به

 خرافاتی مانند فال و تعبیر خواب اعتقاد دارد او نگاه دلسردکننده ای

 دارد.تنها دوست او اقای سبیل گربه چاق و ملوسش است که خواب های

 عجیبی در رابطه با بچه های همکلاسی انه.هر وقت گربه انه خوابی ببیند

 فردای ان روز اتفاق خاصی برای شخصی که گربه خوابش را دیده میفتد،

 خواب باب را دید و باب افتاد توی چاه فاضلاب بعد خواب تاشیکارو دید

 و او در مسابقه برنده شد بعد خواب ناسو را دید روزی که توپ خورد به

 سرش و افتاد زمین. آقای سبیل به طور تصادفی با خفاش خون آشام مرده

 ملاقات میکند. پس از ان به زندگی عجیبی راه پیدا میکند.

نوشته شده در یکشنبه 29 شهریور 1394 ساعت 06:20 ب.ظ توسط Anita Barbie نظرات |


 Design By : Pichak